X
تبلیغات
زولا

سلام

دغدغه های یک زن سی ساله

چرا برگشتم؟

سلام 

خوبید 

کسی اینجا هست؟

-----------------

راستش این دوتا وبلاگو بستم تو اون یکی همچنان مینوشتم کمی بازتر و واضحتر...

اما رمزش فقط به چند نفر که تعدادشون از انگشتای یه دست کمتر بود دادم...

خلاصه اونجوری وبلاگ نوشتن اصلا بهم حال نمیداد...شاید چون زیادی سوت و کور بود و من که از یه وبلاگ تقریبا پربازدید رسیده بودم به یه وبلاگ با چند بازدید کمی حوصله ام سر میرفت...دلم برای همه تنگ میشد...حتی برای کل کل کردن اونایی که میخواستن به من اثبات کنن من هیچی نیستم و بیچاره اونایی که گیر من افتادند...هاهاها

یه دلیل دیگه اش هم این بود که من اونجا نمیتونستم چیزای عمومی بگم اخه مسخره است یه سری ایده ها راجع به جامعه و ادما رو خصوصی بنویسی...

القصه اینجا رو انتخاب کردم تا شاید دوباره پرخواننده بشه و هم یه چیزای عمومی بنویسم

اما در مورد خصوصیای زندگیم اینکه فرزند دومم هم دختره...اون یکی دخترم یک سالو رد کرد...

یادتونه گفتم یه کار بزرگ میخوام انجام بدم برام دعا کنین؟راستش ویزای تحصیلی برای سوئد گرفته بودم،میخواستم فلفلی را بردارم برم سوئد و بجای دوباره فوق خوندن بگردم دنبال کار...کاف هم تا پیدا کردن کار ساپورتم کنه...اما بارداری دوم همه برنامه هامو بهم ریخت و خلاصه هستم توی این مم.لکت خراب شده

خوشحال میشم همراهم باشید

تاریخ ارسال: جمعه 14 اردیبهشت 1397 ساعت 18:10 | نویسنده: کی؟ | چاپ مطلب
نظرات (4)
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 12:34
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حالا دیگه آهسته میری آهسته میای
پاسخ:
q
جمعه 21 اردیبهشت 1397 12:20
دریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوش اومدی
همش توفکرت بودم بهت سرمیزدم میددم قفلی
پاسخ:
سلام عزیزم...فدای تو که اینقدر با معرفتی
شنبه 15 اردیبهشت 1397 20:37
دریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دخترخوب ....
تقریبا هرشب که نت میاومدم سر به وبلاگ هات میزدم ازت رمز نداشتم کلی دلنگرانت بودم تو تلگرام هم نبودی ...
واقعن فک نمیکردی دلمون تنگ میشه برات ؟
خداروشکرکه خوبی ....
الهی دخترات خوب وسالم باشن وخودت هم سالم ودلشاد ....
مواظب خودت باش
خوشحال شدم که نوشتی ...
پاسخ:
بخدا همش به یادت بودم...اما امان از گرفتاری...باورت میشه خیلی شبا میگفتم امشب میرم باهاش حرف میزنم اما از بس دلشوره داشتم گفتم الان میرم حال یکی دیگه هم بد میکنم...
خلاصه ببخشید بی معرفتیمو
جمعه 14 اردیبهشت 1397 22:37
مهدیس
امتیاز: 0 0
لینک نظر


با این که چند ماه می خوندمت فقط ولی قفل دار کردن وبلاگت اون هم موقعی که خیلی ناآروم بودی باعث می شد نگرانت شم
الانم به طرز شگفت اوری اومدم به این وبلاگ قدیمیت سر زدم
انشالله که قدم نی نی خیر باشه چهار نفری باهم برین یه کشور دیگه برا زندگی.
پاسخ:
عزیزم واقعا شرمنده ام... چقدر از دستم عصبانی هستی
باورت میشه همش دلم برای اینجا تنگ میشد...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.