X
تبلیغات
زولا

سلام

دغدغه های یک زن سی ساله

فلفلی چند روزیه سرگیجه داره و مدام از پشت سر پخش زمین میشه...یه فکرای الکی میاد سراغم که نکنه ...دعا کنید فقط نگرانیهای بیخودی مادرانه  باشه  و واقعیت نداشته باشه وگرنه من رسما دیوونه میشم

---

من یه ادم بیخودیم که هر وقت فرصت بشه الکی میگم من خیلی ادم به درد بخوریم ولی قسمت نبود به حقم برسم...در این حد عقده ایم یعنی...خواستم شما هم در جریان باشید...

چه لزومی داشت امروز من اینا رو بگم واقعا؟؟؟اححح...یاد چشمای گرد شده طرف که میفتم فکر میکرد با چه نخبه ای حرف میزنه از خودم عقم میگیره

باید یه بار دیگه که سر صحبت باز شد بهش بگم من هیچ پخی نیستم و عرضه هیچ کاریو ندارم الکی قپی اومدم...

چه اخلاق گندیه من دارم؟؟؟

----

دکتر مادربزرگم یه ازمایش پوکی استخوان براش نوشته ۲۵۰تومن...اون وقت بچه هاش سرش دعوا دارند...من گفتم بی خیال بابا نصفشو من میدم نصفشم بقیه بدند(همچین آدم دست و دلبازی هستم ها)...خاله کوچیکه هم گفت باشه نصف دیگه اش هم من میدم(اونم همچون آدم دست و دلبازیه ها)...اون وقت اون نکبتی نخاله بزرگه رفته یکی دیگه رو اجیر کرده که زنگ بزنه خاله کوچیکه بگه واسه چی میخواین ببریدش آزمایش؟این دیگه پیره معلومه پوکی استخون داره دیگه!!!

وای که چقدررر من از این پیرسگ متنفففرم...اینقدر با تزهای مزخرفش زندگی منو تحت تاثیر قرار داد و رابطه مادرم و کاف رو تنش زا کرد که نگو

به خاله کوچیکه گفتم وقتی دکتر براش ازمایش نوشته لابد نیاز بوده پس به حرف این پیری گوش نده...مگه دکتره توی همه چی دخالت میکنه؟حالا چون مامانت پیره پس قرص و دارو هم براش نخر تا خدای نکرده بمیره...

دیگه مجاب شد بره

----

تاریخ ارسال: شنبه 29 اردیبهشت 1397 ساعت 12:59 | نویسنده: کی؟ | چاپ مطلب
نظرات (4)
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 18:11
تپلی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم انشالله که چیزخاصی نیست نگران نباش حتما ازنتیجه دکتررفتنت به ماهم بگو
پاسخ:
سلام...فدای تو عزیزم...حتما پنجشنبه میبرمش دکتر
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 21:45
دریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم
انشاالله که چیزی نیس غصه نخور عزیزم ولی سعی کن دکترببریش
من نمیتونم با ادمهایی که بدی هاشون تمومی نداره کمک کنم ودرارتباط باشم کاری که تومیکنی پسندیده ودرست هست ولی من اگربودم نمیتونستم کمک کنم
مطمئنم خدا یه روزی یه جایی اینقدر حال خوب بهت میده که تمام این روزهای سخت یادت میره ...اینو روباور دارم
شادوسلامت باشی مواظب خودت ودخترهاباش منم دعا کن
پاسخ:
سلام خانوم...این حرفو نزن ... من اینقدر دلم میخواست جای تو بودم و شغل تو رو داشتم که خدا میدونه...معلومه خدا خیلی دوستت داره که توی این مسیر قرار داری
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 10:07
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم
انشاالله که چیزی نیست
یه متخصص ببر، حتما
زود هم بیا بگو که چیزی نبوده
پاسخ:
سلام عزیزم
منم امیدوارم...
پنجشنبه اگر کاف و خانواده فضولش بذارند میبرمش پیش دکتر خودش
شنبه 29 اردیبهشت 1397 14:26
ندا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
انشالله که فلفلی چیزیش نیست. ولی از کجا میدونی بخاطر سرگیجه ست؟
خاله بزرگه چرا اینجوریه؟؟؟ امیدوارم سرِ خودش هم بیاد
پاسخ:
ممنونم عزیزم...خب انگار تعادل نداره و هی تالاپ تالاپ میفته...البته از بس تند تند هم میخواد بدوه شاید باشه...نمیدونم
خاله بزرگه یه عقده ای به تمام معناستو فعلا گویا دنیا به کامش شده برعکس گذشته ها
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.