X
تبلیغات
زولا

سلام

دغدغه های یک زن سی ساله

حسادت

عاقا  مورد چهار پست قبل این بود که کاف به خانوادش گفته بود  کیت میخواد بره مشهد

حالا نه اینکه اژانس هواپیمایی کمه! رفته بود از دوست دامادشون بلیط خریده بود واسه من و نزدیک دو میلیونی پامون دراومد بلیط و هتل ... پولشو هم از باباش گرفته بود چون حقوقشو هنوز ندادند...خلاصه خانوادش کاملا از چند و چون اینکه من کی میرم و چقدر هزینه اش شده خبردار شدند... به کاف گفتم اخه چرا میذاری از همه چی خبر دار بشند؟؟؟

اما چه کنم که خنگ و دهن لقه ...حرف حالیش نیس...کلی مغلطه کرد که تو چرا فکر میکنی اونا تو رو ادم حساب میکنن و براشون مهمه تو چه کار میکنی!

(یه چیزیو بهتون نگفتم. بابای کاف جدیدا یه فروشگاه شیک و باکلاس بالاترین نقطه شهر زده و دخترجونش را کرده همه کاره اونجا...دامادشم شده مثلا معاون... باید بیایید ببینین توی این اوضاع نابسامان اقتصادی چه روونقی داره فروشگاهشون...کارکنای فروشگاه کفتار رو خانم مهندس صدا میکنن...خخخ عقده ای گفته بهش بگن مهندس.

(اوایل داشتم از حسادت میترکیدم که چه راحت میشه با بابای پولدار موفق شد اما الان کنار اومدم مث سایر موارد که چاره ای جز این نداشتم)

 چقدر چاپلوسی کردم که به کاف هم یه کار بدند و کلی هم توی گوش کاف خوندم از این سفره استفاده کنه نذاره همه چی به کفتار برسه...تا اینکه باباش قبول کرد عصرها بره صندوقدار بشه  ماهی یه تومن...من توی مدت استخدامش کلی از باباش تشکر میکردم...حتی هی میگفتم کاف کم حوصله است اگر خسته شد شما کوتاه بیایید و نذارید بیاد بیرون...اولین حقوقو که به کاف داد زنگ زدم کلی دعای خیر براش کردم...)

اما به محض این ولخرجی بزرگ کاف پدرش یه بهانه تراشید و بعد از یکماه و نیم شوتش کرد بیرون!!! چرا؟؟؟ چون گفتند ما الکی بهت حقوق بدیم بری زن و مادر زنتو بفرستی مسافرت یه هتل گرون قیمت اونم با هواپیما...خخخ...حالا جالبیش اینه که دو هفته پیش کفتار و شوهرش هم همینجا اومدند و یه هفته بودند نه سه روز... ولی خب کفتار لیاقتشو داره و عروسشون نه...

به کاف میگم بفرما...دیدی بهت گفتم نباید خبر ببری میگی اونا اصلا به تو اهمیت نمیدند و براشون مهم نیس تو چه کار میکنی؟ یه مسافرت سه روزه باعث اخراجت شد...میگه ولش کن.اینا همینن!!! گفتم بله من میدونم اینا همینن ولی تو بار دیگه همین اشتباهو میکنی ...

تاریخ ارسال: دوشنبه 21 خرداد 1397 ساعت 15:17 | نویسنده: کی؟ | چاپ مطلب
نظرات (3)
سه‌شنبه 22 خرداد 1397 21:46
تپلی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دوست دارم این خونواده شوهرتو خفشون کنم بعداونابرای خودمو خاکبرسرانمیدونم دامادچی داره که پسرشون نداره
پاسخ:
خخخ ولی من هیچ حسی بهشون ندارم...به این نتیجه رسیدم مقصر اصلی شوهرمونه نه اونا
سه‌شنبه 22 خرداد 1397 09:57
شارمین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
=|
اینا دیگه چه نوعشن؟؟؟!!!
پاسخ:
نوع الافهای عقده ای
دوشنبه 21 خرداد 1397 20:25
رهآ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میدونی من همیشه اعتقادم اینه که ادم کوچکترین خرجی هم میکنه، خانواده دو طرف نباید بفهمن! چون ممکنه بحث یا حرف پیش بیاد.

حالا رفتی سفر؟ یا هنوز روز سفر نرسیده!؟
پاسخ:
سلام خوش اومدی
دقیقا
منم به کاف همینو میگم که حتی به مامان منم نگو چی خرج کردیم
وای از سفر اینجا نگفتم؟؟؟میام توضیح میدم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.