X
تبلیغات
زولا

سلام

دغدغه های یک زن سی ساله

حواشی عروسی

1- عروسی دیشب نزدیک سیصد تومن برام آب خورد...آخه من همیشه دلم میخواد خاص باشم یا حداقل از بقیه چیزی کم نداشته باشم...از این سیصدتومن صد تومن خرج آرایشگر شد. بیچاره رو به عذاب گذاشتم که چرا منو خوشکل نمیکنه...هر کاری میکرد اون آدم قبلی که با یه خط چشم و یه رژ کلی قشنگ میشد نشدم که نشدمممم...خلاصه بعد از دو سه ساعت متوجه شدم ایراد صورت من و پیری منه...بالاخره دو تا بچه آوردم و باید هم همون دختر ترگل و ورگل چندسال پیش نباشم...پس از آینه آرایشگاه دل کندم و با دلی خون برگشتم خونه...و توی راه به این پیری زودرس خودم لعنت میفرستادم...لباسامم به تنم زار میزد آخه خیلی چاق شدم...ست بودنم با گلدخترم اصلا منو زیبا نکرده بود...خلاصه که اصلا خوش نگذشت

2- توی عروسی خاله هام و داییم هم بودند...من و مادرم رفتیم یه گوشه نشستیم و خاله کوچیکه که با ما قهر نیست هم اومد پیش ما...چند دقیقه ای نگذشته بود که دیدم یکی اومد سلام کرد تا سرمو چرخوندم دیدم زنداییمه...مادرمو بوسید بعد هم منو بوسید و سلام علیک کرد...من و مادرم جا خوردیم...بار آخر حسابی بهمون چیز گفته بود...واسه همین اصلا تحویلش نگرفتیم ولی با دخترش حسابی گرم گرفتیم و بوسیدیمش و اینا...

وای که چقدر من بهش حسودی میکنم...شش سال از من بزرگتره ها اما انگار یه دختر هجده ساله...لعنتی نمیخواد تکون بخوره...یه زمانی دوران بارداری بعد از دعا برای سلامتی فلفلی دعا میکردم مث این خوشکل و جوون به نظر برسم اما خب نشد دیگه....خدا صلاح نمیدونه

3- خاله کوچیکه فلفلی رو برمیداشت هرازگاهی میبرد میچرخوند و برمیگشت... یه لحظه سرمو برگردوندم دیدم فلفلی رو برده سر میز اون یکی خاله... و اون خاله هم دخترمو محکم میبوسه...یه آن جوگیر شدم و بلند شدم فلفلیو از دستش گرفتم و یه چشم غره به خاله کوچیکه رفتم...بعدش خیلی از رفتارم پشیمون شدم...من نباید اینجوری میکردم...خاله ام بچه مریض داره...ممکنه دلش بشکنه...الانم هی به خودم دلداری میدم میگم یادت رفتهه پسرش چه بی احترامیایی کرد؟چه فحشایی داد؟ و این بجای عذرخواهی ازش طرفداری میکرد؟یادت رفته نفریناشو...

تاریخ ارسال: یکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت 14:57 | نویسنده: کی؟ | چاپ مطلب
نظرات (5)
سه‌شنبه 29 خرداد 1397 22:47
شارمین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم.

سارای ما از این بچه هاس که هنوز هیچی نشده حسابی حواسش به تیپ و قیافه خودش و اطرافیان هست و رک و پوست کنده هم نظرشو میگه. مثلا هنوز از راه نرسیده میگه خاله چه قدر موهات رو بد بستی! یا چه قدر شلوارت به بلوزت میاد!
اینا رو گفتم تا یادت بیارم تو اون عکسی که هم تو بودی هم خواهر شوهرت، سارا تو رو قشنگ تر از اون دید و اون قدر ازت خوشش اومده بود که تو عکس بعدی بلافاصله گفت اون خانوم شال صورتیه کدوم یکیشونه؟! یادته؟! دیگه حرف راست رو از بچه نشنوی از کی بشنوی؟!
به قول بقیه دوستان، طبیعیه الان که بارداری یه کم عوض شده باشی. ولی مطمئنا همین که فارغ بشی به همون خوشگلی قبلیت میشی.

3. اخیییی.... معلومه خانوم کوچولوت رو دوست دارند.
پاسخ:
سلام
من قربون سارای خوش سلیقه بشم که اینقدر سلیقه اش بیسته خخخ
الان انقدر ذوق زده ام رفتم دوباره اون عکسه رو دیدم
بله خودمم گفتم علتش بارداری هم میتونه باشه
۳-نه بابا نشناختیشون...فقط از روی فضولی که ببینند چه شکلیه و ایرادی داره یا نه بردند اون طرف تر ولی نمیدونستند من حواسم جمع بچمه نمیذارم بیشتر از این به بچم نزدیک بشند
کسیکه نفرین میکنه من بچه دار نشم بعدش که میفهمه باردارم میگه من نفرین کردم بچت معلول بشه بعد میگه امیدوارم یکدونه دختر خواهرم سر زا بره و و و مگه میشه دختر دخترخواهرشو دوست داشته باشه؟مطمئن باش علتش فضولی و سر از کارمون دراوردنه
سه‌شنبه 29 خرداد 1397 16:38
مریناز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام کیت جان
من به قانون جذب اعتقاد دارم
متاسفانه فقط تو نوشته های شما انرژی منفی هست که موج میزنه اصلا نمیدونم چرا خودتو قبول نداری
انرژی مثبت جذب کن که زندگیتم مثبت باشه
پاسخ:
سلام
واقعا شرمنده ام از این همه انرژی منفی
ولی خب چه کنم واقعیت زندگی من منفیه
دوشنبه 28 خرداد 1397 22:27
دریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم ....
یعنی الان دم دستم بودی نیشگون ازت میگرفتم اساسی ...خو بارشیشه داری خشونت بیشتر نمیشه هههههههه
دخترتوخوشگلی اصلا این حرفارونزن
تازه اشم تو کلی مونده پیربشی
خیلی هم عالی هستی
تروخدا ازاین فازهای منفی به خودت نده
دخترات مادرسرحال و شادمیخوان
وقت بدنیا اومدن دختری منو یادت نره دعام کن
فدای تو مواظب خودت باش
شادوسلامت باشی
پاسخ:
عزیزمی دریا خانم خوشکل و مهربون
اگر قابل باشم حتما دعات میکنم
دوشنبه 28 خرداد 1397 15:55
رهآ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اعتماد به نفس داشته باش عزیزم. انقدر به خودت این باور نده که زشتم و صورتم پیر شده و فلان ...
پاسخ:
چشم سعیمو میکنم
دوشنبه 28 خرداد 1397 13:38
ندا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تو که خیلی خوشگلی، چرا اینجوری میگی؟
شاید توقعت از خودت زیاده. وگرنه چیزی از زیبایی و خانمی کم نداری.
چون مثلا وقتی اصلا آرایش نمیکنی یه موقع که یه رژ میزنی خیلی فرق میکنی ولی اگه زیاد آرایش کنی تقریبا دیگه اون خوشگلی به چشمت نمیاد، مثلا من قبلا ریمل نمیزدم چون مژه هام بلنده ولی از وقتی میزنم همه ش فکر میکنم مژه هام کوتاه و بی رنگه
پاسخ:
نه من آدم خوش آرایشی هستم یعنی آرایش بهم میاد البته از ارایش جیغ متنفرم و ترجیح میدم ملیح باشه آرایشم
ولی الان هم کهولت سن و هم بارداری مزید علت شده برای زشتی من
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.