X
تبلیغات
زولا

سلام

دغدغه های یک زن سی ساله

جهت تلطیف فضا

حالا درسته که روزای اخره و من کم رمق تر و تنهاتر از همیشه ام و فلفلی بهونه گیرتر و بدقلقتر از همیشه ولی خب بالاخره فلفلی بچمه و باید دوستش داشت...اون یکی هم ایضا...هرچند گاهی از بودنشون درمانده میشم

چندتا شیرین کاریای فلفلی را مینویسم

+دو تا جوجه باباش براش خریده...تفریح فلفلی اینه که هی از سبد درشون بیاره هی بندازه توی سبد...هی آزادشون میکنه و میدوه تا دنبالش بدوند و این ذوق کنه

گاهی هم میشینه کنارشون و هی کلاغ پر بازی میکنه (انگشتشو مث بازی کلاغ پر میذاره زمین و برمیداره و یه کلمات اهنگین با اهنگ کلااااغغ پرپرپر میگه)

+فلفلی فوق العاده روی روابط من و باباش حساس شده...من فکر میکردم اگر من و باباش بهم نزدیک باشیم و با هم خوب باشیم فلفل خوشحال باشه ولی اصلا اینطور نیست...وقتی من و کاف حرف میزنیم هی سر و صدا میکنه و میاد سمت باباش صورتشو میبره سمت خودش که یعنی با من حرف بزن! یا مثلا دیروز من پیش کاف نشستم و کاف دستشو انداخت دور گردنم فلفلی اومد اول زل زد توی صورتم و بعد شترق زد توی گوشم و خودشو انداخت بغل باباش و چندتا لگد دیگه هم نثار من کرد بعد هم به حالت قهر از بغل باباش رفت سراغ اسباب بازیاش...از دیروز تفریح باباش اینه به من بگه بیا بغلم عکس العمل فلفلی را ببینیم و این اتفاقا دو سه بار دیگه رخ داد...حالا درسته بچه است و این حرفا اما حقیقتش من اصلا از این رفتار خوشم نمیاد و دلم نمیخواد بهش پر و بال بدم...دلم نمیخواد به من حسادت کنه...حالا درسته به کاف حسودیم میشه که چرا فلفل اونو بیشتر دوست داره ولی مطمئنم اگر قضیه برعکس بود و روی من حساس بود و مثلا سعی میکرد کسی بغل من نیاد و اینا بازم ناراحت بودم...خلاصه برعکس کاف این رفتارشو نمیپسندم



تاریخ ارسال: جمعه 15 تیر 1397 ساعت 19:53 | نویسنده: کی؟ | چاپ مطلب
نظرات (7)
سه‌شنبه 19 تیر 1397 10:18
ندا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نظر من کو؟؟؟؟ کلی قربون صدقه ی فلفلی رفته بودم
اشکال نداره دوباره مینویسم

حسابی بچلونش این فلفلیه جیگر رو. ببوسس حسابی و بوش کن. من بوی نی نی خیلی دوست دارم
آخی جوجه خیلی خوبه. خوبه که فلفلی هم دوست شون داره.
چه بامزه ست حسودیه فلفلیه به شما.
زنعمویه من وقتی دخترش کوچیک بود سرِ همین جریان چندباری بچه رو کتک زده بود البته برای دلبری از عموم. خخخ
پاسخ:
نظری نیومده عزیزم
فدای تو
اره همبازی خوبی بودند البته فقط برای پنج دقیقه اش بعد حوصلش سر میرفت میرفت سراغ یه چیز دیگه
زنعموت بچه رو زده بود برای دلبری از عموت؟؟؟چرا اخه؟ متوجه نشدم
یکشنبه 17 تیر 1397 10:03
دختر بزرگه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خواب زن چپه
پاسخ:
خخخ
شنبه 16 تیر 1397 23:07
شارمین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بچلونش فلفلی رو


از قدیم گفتن دختر هووی مامانه! به نظرم بهترین هووهای دنیا هستن دخترا
پاسخ:
باوشه
یه ذره پیش برم میشم وبلاگ زن اولی که تبلیغ هووداری میکنه اونم نه یک هوو که دوتا
شنبه 16 تیر 1397 20:04
دریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نمیدونم چرا هر دفه نصف کامنتم برات میاد
پاسخ:
واقعا چرا؟؟؟مطمئنی که همشو تایپ میکنی؟آخه جمله کامل میاد...اینجوری نیس که جمله ها ناقص باشند...شاید شکلک که میفرستی دیگه بقیشو نمیفرسته...منم یه بار میخواستم پست بذارم از شکلکهای موبایل بجاای وبلاک استفاده میکردم مابقیش تایپ نمیشد
شنبه 16 تیر 1397 16:06
بانوی برفی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فکر کنم اکثر بچه ها حسادت به پدر و مادر دارن حالا بستگی داره چقدر باشه
زدختر منم بیشتر سمت باباش هست فکر کنم ۶ینده هم همه حرفاش با باباش باشه ولی منم اصلا دوس ندارم
جوجه که من خودم میترسم اما دخترم بچه خرگوش رو بغل کرده وناز کرده
پاسخ:
منم دوس داشتم با من صمیمی تر باشه...
عزیزم خدا گلدخترتو برات نگه داره...
شنبه 16 تیر 1397 08:49
دختر بزرگه
امتیاز: 0 1
لینک نظر
سلام
عزیزم از حالا شروع کرده به حسودی به مامانش
چقدر شیرین بود این تعریفات یاد دختر خودم افتادم البته که اون اصلا در این حد خشانت نداشت ولی از راه خودش همه توجه باباشو به خودش جلب میکرد
منم که از اول در حاشیه بودم حتی اگه دخملی هم نبود جایی در بغل نداشتم
راستی خیلی خوبه که فلفلک از جوجه نمیترسه و بازی میکنه. من از بس خودم ترسوام بچه هام هم مثل خودم شدن
پاسخ:
سلام
دیشب خوابتونو دیدم...توی خواب اصلا تحویلم نگرفتین...آقاتونم بود
آره فسقلی حسووود...موندم اون یکی بیاد چه کارش کنیم؟
عزیزم گلدختر تیزهوش شما
فلفلی اولش ازشون میترسید ولی کم کم ترسش ریخت دید ما نمیترسیم و نازشون میکنیم
شنبه 16 تیر 1397 07:41
دریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واییی این رفتار بچها خیلی بامزه س
پاسخ:
آره کلی بهش میخندیم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.