X
تبلیغات
زولا

سلام

دغدغه های یک زن سی ساله

تکراری

کی سریال پدر رو میبینه؟ من که نمیبینم ولی یه تیکه هاییشو توی اینستا گذری دیدم حالم بد شد... منو میبره به ده دوازده سال پیش

خودمو میذارم جای لیلا و اونو جای حامد... خب من چیم از لیلا کمتره که اون منو نخواست؟ درسته که وضع مالیم کمتر بود ولی قیافه ام که بهتر از این دختره با این فک و دهنش بود...اصلا اونم فقیر بود مث خودم...درضمن مث این حامد خوش چشم و ابرو و خوش قد و بالا نبود بلکه کوتوله هم بود ... اما بازم منو نخواست!

شاید اگر اون منو میخواست زندگیم الان یه رنگ دیگه بود

در بدبینانه ترین حالت شایذ مث پ طلاق میگرفتم اما حداقلش این بود که توی سی سالگی حسرت عشق و عاشقی به دلم نمیموند و الان میگفتم چشیدم ولی تلخ بود...

+ حدود سه ساله غم و غصه سی ساله شدنمو میخورم ولی در حقیقت امروز و این تاریخ سوت اغاز سی سالگی من زده شد

(به نظرم از سی سالگی به بعد هر کسی که توی ایران رقم میخوره را باید بهش تسلیت گفت نه تبریک)

تاریخ ارسال: جمعه 5 مرداد 1397 ساعت 08:41 | نویسنده: کی؟ | چاپ مطلب
نظرات (11)
شنبه 6 مرداد 1397 21:32
ژیلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عزیزم تولدت مبارک . ببخش با تاخیره.دارم میرم حرم تا از امام رضا بهترین ها رو برات بخوام .
پاسخ:
ممنونم عزیزم
ژیلا خانم اگر میشه نو مخصوصا دعا کن
شنبه 6 مرداد 1397 19:48
مامان طلاخانوم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کیت عزیز با تاخیر تولدت مبارک باشه
امیدوارم در کنار خانواده گلت به همه ارزوهای قشنگت برسی
پاسخ:
ممنپنم گل قشنگم
شنبه 6 مرداد 1397 19:45
جوراب
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تولدت مبارک عزیز دلم بابا سی سالگی که خوبه اگه مثل من ٣٩ ساله بشی چی می گی پس ؟ سریال پدر رو کجا می ده ؟
پاسخ:
ممنونم عزیزم
واقعا ۳۹سالتهاصصصصصصلا بهت نمیاددد ...بزنم به تخته من همش فکر میکردم دو سه سال تفاوت سنی داشته باشیم
شنبه 6 مرداد 1397 12:00
رهآ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تولدت مبارک. میدونی من فکر میکنم سی سالگی سن قشنگی برای زن ها، ی جورایی انگار تکمیل شدن و اوج زیبایی و جذابیت رو دارن تو این سن. امیدوارم برای تو قشنگ و پر از لحظه های خوب باشه.
پاسخ:
ممنونم رها جان...از این جنبه واقعا زیباست
شنبه 6 مرداد 1397 10:26
دختر بزرگه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ببین از دستت که خیلی عصبانیم ولی چون دو روز ازت کوچیکترم دعوات نمیکنم حالا اون سیزده سال بیشترش هیچی
اول که تولدت مبارک مامان جوون
دوم هم که ببین عشق و عاشقی چی بود که منو از تلویزیون و سریال دیدن هم انداخت چه برسه بقیه علایقم چه برسه اعتماد به نفسی که ازم گرفت اوهههه همه چیزهایی که فکر میکردم بعد از عاشقی بهش میرسم و از هیچکدومش خبری نبود چون ایشون هم مثل کاف شما اول عاشق خانواده اش و هزار تا اره اوره اش بود آخر سر من بودم البته که بعد از سالها قدرمو فهمیده ولی چه فایده که سالهای شیرین اول جوونی و عاشقیم رو سوزونده
خلاصه که دلت نسوزه برای عاشقی نداشته هیچ کجا هیچ خبری نیست
پاسخ:
سلام
تولدتون هفت مردادهعزیزززم
فکر نمیکردم یه مردادی میتونه در این حد دوست داشتنی باشه
اه چه بی لیاقت بوده اون که با شما اینجوری کردشما رو باید مث تاج سر بذارن روی سرشون...بخدا تعارف نمیکنما ولی در این حد دوست داشتنی و قابل احترامید
میدونم خبری نیستا ولی بعضی وقتا گذری یه حس کمبود میاد سراغم دست خودم نیس چه کنموگرنه من غلط بکنم شما رو بخوام عصبانی کنم
شنبه 6 مرداد 1397 10:11
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تولدت مبارک بانوی روزهای گرم سال
به نظر من همه مردادی ها ی روزی از ایران میرن ، مثل خواهر خودم
مطمینم تو هم با گلدخترهات از اینجا میری

پس لطفا شاد باش و شاد زی
پاسخ:
فدای تو عشقم
جدی خاهرت رفته؟هزاران مرحبا به ایشون
تو چرا نمیری
شنبه 6 مرداد 1397 00:29
مشاور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سریال خوبی است.
البته من به عشق مهدی سلطانی می بینم.
چون تو سریال کیمیا و شهرزاد هم خوب بازی کرد.چند ساله برگشسته ایران واقعا خوب بازی میکنه.
همه تو عشق شکست خورده اند.برخی بعدا جبران شده.برخی نه.
بنظرم زندگیت را خوش خرم کن.
تو حسرت روزهای سابق بروی فقط خودتو داغون میکنی.
کلا از حسرت خوردن هیچی به انسان نمیرسد.
کلا تلویزیون باعث شده بیشتر ما مردم کمی فانتزی شویم و تو رویا و خیال زندگی کنیم.
پاسخ:
من که نمیبینم
حوصله دیدنشو ندارم یه تیکه هاییشو محض کنجکاوی توی اینستا دیدم
جمعه 5 مرداد 1397 20:39
صبا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حسرت فیلما تخیلی صدا سیما رومیخوری
پاسخ:
اره بابا تخیلیه چیه اصلا
جمعه 5 مرداد 1397 12:25
تیام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام تبررررررریک چه جالب شماامروزسی سالگیتون تموم شد من فردا شصت سالگیم....بازم تبرررررریک
پاسخ:
سلام عزیز دلم
تولدتون مباررررک
جمعه 5 مرداد 1397 10:45
آرزو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تولدت مبارک. منم سی سالمه
پاسخ:
ممنونم عزیز هم سن و سال
جمعه 5 مرداد 1397 10:29
رز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام میشه توچندتاپست راجع به عشقی که اینجانوشتی ونرسیدی بهش وازدواج باکاف برامون مفصل بنویسسی
پاسخ:
سلام
نه قبلا توضیج دادم تکرار مکراته
با کاف سنتی ازدواج کردم عمه اش که همسایه ما بود معرف بود
اون عشق هم همکلاسی دانشگاهم بود که فقط به این دلیل که پسر ندیده و جوگیر بودم عاشقش شدم وگرنه ویژگی خاصی نداست اول غیر مستقیم و بعد تقریبا مستقیم از اینکه دوستش دارم باخبر شد ولی خب به قول شاعر ”نخواست او به من خسته بی گمان برسد”
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد