سلام

دغدغه های یک زن سی ساله

اگر فکر میکنین وقتی نیستم دارم برای رسیدن به آرزوهام تلاش میکنم سخت در اشتباهید

ساعت نزدیک پنج صبحه و من کل شب را بیدار بودم و خواهم بود واسه دختر لوس و بد عنقم

فقط یکی بیاد بگه بچه رو بغلی بار نیار تا بکوبمش به دیوار

فقط یکی بیاد بگه چون خودت آرامش نداری بچه میفهمه و این اراجیف تا از وسط نصفش کنم

بیایید فقط ۲۴ساعت با این موجود که شک دارم انسانه یا فرشته عذاب سر و کله بزنید تا ببینم بازم از این چرت و پرتها تفت میدید یا نه

+چطور میشه کسیکه مانع از زندگی کردنت که هیچ مانع نفس کشیدنت شده را ذوست داشته باشی؟؟

تاریخ ارسال: یکشنبه 18 شهریور 1397 ساعت 04:51 | نویسنده: کی؟ | چاپ مطلب
نظرات (13)
سه‌شنبه 20 شهریور 1397 02:01
مشاور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بچه فضول نباشه و زیاد آروم باشه بزرگ شود بی عرضه میشه.بهتره بچه از کودکی زرنگ بار بیاید.زیادم بچه را مهار نکن.بذار راحت بازی کند.انرژی اش تخلیه شد آروم میشه.
دو تا بچه خیلی سخته.
تحمل کن داریم به مهر و آبان میرسیم.
انشاالله هم چه درست میشه.
پوشک اندازه 2 ماه نخریدی
من گفتم کمیاب میشه.
دوشنبه 19 شهریور 1397 15:12
مامان طلا خانوم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کیت جان این دختر منم این مدلی بود
تن و بدنت نلرزه
دختر من تا سه سالگی همین بود
از بیخوابی داشتم میمردم تا دوسال و سه ماهم شیر خودمو خورد و بجز اون هیچی نخورد
بچه م عجوبه ای بود واسه خودش
تا شیر میخورد تپلی تپلی بود
دیگه بعد دو سال و سه ماه که از شیر گرفتمش از بس بد غذا بود وزنش کم شد
از بعد پنج سالگی انگار تازه به غذا خوردن عادت کرده الان شش سالشه
شکر خدا خوابش هم خوب شده و غذاهم به اندازه خودش میخوره هرچند الانم کوچولو و ریزه میزه ست
امیدوارم که فرشته کوچولو خوابش خوب بشه و بتونی استراحت کنی
کاملا درکت میکنم چی میکشی
پاسخ:
الهی چی کشیدیییی
خدا را شکر که الان خوب شده
خدا به منم صبر بده
دوشنبه 19 شهریور 1397 13:37
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
برادرزاده منم اینجوری بود ،الهییییی !یادم که میوفته دلم ضعف میره براش !الان یکسالو دوماهشه .تا چند ماه اول فوق العاده شکمو بود ،هر چی میرسید جلوی صورتش دهنشو کج میکرد بخورش !شیر هم که میخورد با لگد میزد تو شکم مامانش اگه یه لحظه نوک سینه از دهنش جدا میشد !بیچاره مامانش گوشه دیوار غش میکرد از بس شیر میخورد !بغلش که میکردی حتما باید لباس آستین دار میپوشیدی اگه نه سر شونه تو میخورد !آدم خواری بود برای خودش !یه مدت بعدش هم همش آشغال از روی زمین جمع میکرد میخورد !بهش میگفتیم جاروبرقی !البته نمودار رشدش از بچه های دیگه بالاتر بود !اونم مدام بالا میاورد و همش گرسنه بود !علتشو دکتر گفت پرخوریه نباید بیشتر از بیست مین شیر بخوره !البته الان هم که راه افتاده یه جور دیگه شر شده !کلا وقتی مادر میشی باید به پیری سلام کنی !من الان ۳۵سالمه هنوز دلم نمیخواد بچه بیارم !شاید هیچوقت نیارم !بچه های این دوره شدن عین هیولا !
پاسخ:
وای وای وای دقیقا دختر منم همینه
عین مرغ نوک میزنه به سرشونه هر کی بغلش میکنه
توی گروه همکلاسیای دبیرستانم بحث بچه دار شدن بود و دوتاشون تصمیم داشتند بچه دار بشن گفتم تو رو خدا بچه نیارید...بزرگترین ظلم در حق بچتون میکنین که به دنیا میاریدشون...یکیشون گفت اگر بده چرا خودت دوتا دوتا میاری؟!
دیدم اوضاعش خرابتر از اونیه که بگم الان چندماهیه شرایط خرابه و معلوم نیس کی ورق برگرده...دیگه لزومی ندیدم بهش بگم اگر اون موقع که داشتم باردار میشدم میدونستم کمتر از دوسال دیگه اینجوری قحطی و گرونی میاد بی شک بچمو سقط میکردم تا اینجوری شرمندشون نشم نتونم یه پوشکشو تامین کنم
الان به تو هم میگم قید بچه دار شدنو بزن اما میدونم لامصب حس مادری یه حسیه که عقلو از هر زنی میگیره
دوشنبه 19 شهریور 1397 12:49
غلامرضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...
از هر مردی میپرسم که زن خوب وجود داره، میگه نه. چطور میشه فهمید یه دختر خوبه و اهل زندگیه؟ چادر برای من خیلی ملاکه، درسته که کسی که چادریه ممکن خوب نباشه. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
راستی خوشحالم که برگشتی
رویت پذیر و کنترل پذیر باشید
یاعلی
پاسخ:
علیک سلام
اینکه زن خوب وجود نداره درست نیس ولی انقددددر اوضاع کلی اجتماعی بد شده که احساسمون نسبت به غیر همجنس که سهله احساسمون به هم جنسهامون هم منفیه
والا اگر به حرف من باشه میگم هرگز ازدواج نکنید توی این بل بشو...اما متاسفانه رطب خورده منع رطب نخواهد کرد
دوشنبه 19 شهریور 1397 11:44
سما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای کهیر زدم یاد خاطراتم افتادم.منم همچین احساساتی داشتم یه زمانی.میخواستم پرتش کنم از پنجره اینقد زر زرو بود.ولی میگذره.صبر داشته باش.بعدا چنان خانومی میشن این بچه ها که کیف میکنی
پاسخ:
جدی؟؟؟چقدر خوبه که گفتی
هذاب وجدان داشتم که مادر بدی هستم
دوشنبه 19 شهریور 1397 01:57
ماندگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاسخ:
یکشنبه 18 شهریور 1397 23:48
آرزو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یه جو شانس خواهر
پاسخ:
گفتی گفتی گفتی
بخدا ناشکری نمیکنم خیلیم خوشحالم فلفلی انقدر زبر و زرنگه ولی این دوتا بچه که من دارم آدمو پیر میکنن حالا بعضیا بچشون انقدر آرومند که نگو
یه بار مشهد توی حرم یه زنه با بچه اش کنار ما نشسته بود فلفلی از سر و کول بقیه بالامیرفت مهرها رو جمع میکرد کتاب دعاها رو میبست روشون وایمیساد دختر اون یکی آروم نشسته بود کیک و آبمیوه میخورد...
از مامانه پرسیدم چرا بچت انقدر آرومه گفت خودم اینجوری تربیتش کردم ...حالا انگار من روزی دو ساعت به بچه ام یاد میدم از دیوار راست بالا بره
یکشنبه 18 شهریور 1397 22:48
2
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...
خسته نباشی دلاور.
طاقت بیار تو میتونی.
پاسخ:
سلام
خدا قوت قهرمان
یکشنبه 18 شهریور 1397 17:03
ند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پسرمنم اینجوری بود و دکتر مثل دختر شما گفت از پرخوریه
مرتب نفخ و دل درد داست و مرتب تر شیر بالا میاورد نمیخوابید و ارومم نبود دکتر یه برنامه پرهیز به من داد که اوضاع نسبتا خوب شد
اینچیزا رو یا حذف کن یا به شدت کم
هندوانه ادویه های تند سوسیس کالباس پیاز کلم ها هندوانه سیر حبوبات
شکلات کاکائو چای و موقع نفخ شکم بچه رو دوارانی و اروم در جهت عقربه های ساعت با روغن کرچک ماساژ بده و کمی شکم رو گرم کن با یه حوله گرم و نه داغ تا چهارپاهگی معمولا بهتر میشن معمولا
پاسخ:
ممنون از راهنماییت دوست خوبم
اینایی رو که نوشتی بجز هندونه و چایی نمیخورم
البته هندونه هم خیلی خیلی کم ولی چایی رو نمیتونم وگرنه سردرذ میگیرم
یکشنبه 18 شهریور 1397 13:56
مهدیس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نمی تونم چیزی بگم چون میدونم بعضی از دلداری ها از نمک رو زخم پاشیدن بدتره ففط می تونم بگم منم نی نی بودم خیلی بدخواب بودم مامانم رفت دکتر قرص برام نوشت سر شب مث بچه ی خوب خوابیدم البته من اون موقع شش ماهه اینابودم فنقلی که کوچیک تره. دعا می کنم درک اطرافیات بیشتر شه بیشتر کمکت کنن
پاسخ:
منم دیروز رفتم یه قطره خواب آور خریدم برای هر دوتا بچم
در مورد اطرافیانم کاملا قبول دارم وظیفشون نیس ولی خب کمک کنن جای دوری نمیره اما تا یه چیزی میگم انگار فحش ناموسی بهشون دادم
یکشنبه 18 شهریور 1397 11:46
جوراب
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ای بابا چکار می کنه مگه ؟ خیلی سخته خیلی می دونما ولی همه می گن تا چهار پنج ماه بهتر میشه ایشالا هرچه زودتر بهتر بشه
پاسخ:
نمیخوابه بایذ دائم در حال حرکت باشه یا در حال خوردن وگرنهجیغ بنفش میکشه
حتی موقع لباسپوشوندن دهنشو کج میکنه میخواد پارچه رو بقاپه و بخوره
در این حذ یعنی گشنه هست
حالا دیروز با بیرحمی تمام رفتم یه قطره خواب آور خرید و بهش یک و نیم سی سی دادم به فلفلی هم دادم و از ساعت یازده تا شیش یه سره با هم خوابیدیم...همجین مادر دلسوز و مهربونیم من
یکشنبه 18 شهریور 1397 11:08
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم

کاملا درکت میکنم

ی زمانی میخواستم بزارمش دم در ، باور میکنی ؟
ولی تموم میشه ، بهت قول میدم
پاسخ:
سلام
واقعا؟شما هم گاهی از بچه ها متنفر میشین؟پس فقط من تنها نیستم
یکشنبه 18 شهریور 1397 08:59
ندا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام کیت جانم
خدا بهت صبر بده با دوتا بچه ی کوچیک. خیلی سخته خدایی.

امیدوارم زودتر عاقل و خانم بشه تا نفسی تازه کنی.
پاسخ:
سلام عزیزم
فلفلی خیلی خوبه حداقل اگر شیطونه وقتهایی رو به استراحت من و خودش اختصاص میده ولی این یکی فقط یا میخواد بخوره یا میخواد بغل باشه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد